۱۴۰۵.۰۷.۲۲

میرفتاح در این نشست با اشاره به اهمیت مطالعه متون کهن فارسی در تقویت توانایی نویسندگان در روایتگری و قصه‌نویسی، بر ضرورت مراجعه به آثار برجسته ادبیات فارسی برای ارتقای کیفیت نثر معاصر تأکید کرد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، سی‌وپنجمین جلسه از سلسله‌نشست‌های «بازار شکرفروشان»، عصر چهارشنبه ۲۲ مهرماه ۱۴۰۵، با موضوع «بازخوانی قصه‌های پیامبران در متون کهن فارسی» و با حضور سیدعلی میرفتاح، در سالن سلمان هراتی حوزه هنری برگزار شد.

میرفتاح در ابتدا، یکی از مشکلات اساسی نویسندگان در عرصه قصه‌نویسی را ناتوانی در انتقال روشن و موجز ایده‌های ذهنی به زبان نوشتار دانست و گفت: یکی از مشکلات ما در نوشتن قصه، نثر فارسی است. بسیاری از کسانی که می‌خواهند بنویسند، ایده‌ای در ذهن دارند، اما نمی‌توانند آن را روی کاغذ بیاورند. مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان یک مفهوم را به شکلی کوتاه و در عین حال گویا و تأثیرگذار نوشت.

او با اشاره به منابع موجود برای یادگیری نثر فارسی اظهار کرد: برای رفع این مشکل، منابع بسیاری وجود دارد که می‌توان با مراجعه به آن‌ها، هم نثر فارسی را آموخت و هم با شیوه سخن گفتن و نوشتن در گذشته آشنا شد. از جمله این منابع می‌توان به «تفسیر عتیق نیشابوری»، «تاریخ طبری» و «تاریخ بیهقی» اشاره کرد.

این نویسنده با بیان اینکه بخشی از واژگان متون کهن از دایره واژگان رایج امروز خارج شده‌اند، افزود: اگرچه ممکن است برخی کلمات این متون برای خواننده امروزی نامأنوس باشند، ساختار جمله‌ها و شیوه روایت آن‌ها همچنان قابل استفاده است و نویسندگان می‌توانند از این آثار برای تقویت نثر خود بهره بگیرند.

میرفتاح با اشاره به تجربه برخی نویسندگان معاصر ایرانی در بهره‌گیری از متون قدیمی تصریح کرد: نویسندگان نام‌آور و مدرنی در ایران وجود دارند که مسیرشان از همین متون گذشته است و با مراجعه به منابع کهن توانسته‌اند قصه‌هایی خواندنی خلق کنند. اگر بخواهیم توانایی خود را در نوشتن نثر فارسی افزایش دهیم، باید به این متون مراجعه کنیم. به‌طور مشخص، قرن‌های ششم و هفتم از بهترین دوره‌های نثر فارسی به شمار می‌روند.

اصلاح زبان، مقدمه اصلاح فکر و سایر امور است

او در ادامه، توانایی فارسی‌زبانان در خواندن و درک متون قدیمی را ویژگی قابل‌توجهی دانست و گفت: ما در جهان از این جهت بی‌نظیر یا کم‌نظیر هستیم که می‌توانیم بدون گذراندن دوره‌های آکادمیک و حضور در کلاس درس، متون قدیمی خود را بخوانیم. در مقابل، امروزه کمتر انگلیسی‌زبانی را می‌توان یافت که بتواند بدون کلاس و استاد، آثار شکسپیر را بخواند.

میرفتاح با اشاره به اینکه افراد با تخصص‌ها و پیشینه‌های متفاوت نیز می‌توانند با متون قرن‌های گذشته ارتباط برقرار کنند، ادامه داد: گاهی اوقات، متونی مانند «تاریخ طبری» یا «تفسیر عتیق نیشابوری»، در صورتی که واژه نامأنوسی در آن‌ها وجود نداشته باشد، بسیار روان هستند و برای فهم آن‌ها نیازی به توضیح و تفسیر نیست.

این روزنامه‌نگار و نویسنده با انتقاد از وضعیت نوشتار در فضای رسانه‌ای امروز، اظهار کرد: واقعیت این است که ما در عرصه شفاهی بهتر از عرصه کتبی شده‌ایم. متن‌هایی که امروز تولید می‌شوند، چندان قابل اعتنا نیستند؛ روزنامه‌ها نیز اغلب چنگی به دل نمی‌زنند و با متن‌های شسته‌رفته و دقیق چندانی روبه‌رو نیستیم. متن‌هایی هم که در رادیو و تلویزیون خوانده می‌شوند، پر از اشکال هستند.

او با اشاره به ضرورت تسلط بر ادبیات فارسی در میان مسئولان و گروه‌های مختلف اجتماعی افزود: سیاست‌مداران ما تسلط چندانی بر ادبیات فارسی ندارند. نیروهای نظامی نیز از این مسئله مستثنا نیستند و گاهی از الگوهای زبانی نامطلوب و نادرست استفاده می‌کنند.

میرفتاح با تأکید بر نقش زبان در شکل‌گیری اندیشه و اصلاح امور اجتماعی بیان کرد: تا زبانمان اصلاح نشود، اصلاح سایر امور نیز دشوار خواهد بود. من جزو کسانی هستم که معتقدم اگر زبانمان اصلاح شود، فکرمان هم اصلاح می‌شود و اگر فکرمان اصلاح شود، سایر امور نیز به همین ترتیب اصلاح خواهند شد.

اصلاح زبان، مقدمه اصلاح فکر و سایر امور است

او زبان را بازتابی از اندیشه انسان دانست و خاطرنشان کرد: زبان ما فکر ماست. اگر زبانمان آشفته و پریشان باشد، فکرمان هم آشفته خواهد بود. از سوی دیگر، ادبیات فارسی از ظرفیت و قدرتی برخوردار است که حتی اگر کسی با زبان فارسی آشنایی نداشته باشد، ممکن است با شنیدن اشعار سعدی از آن لذت ببرد.

در بخش دیگری از این نشست، با اشاره به ماجرای کشتن دسته‌جمعی ناقه حضرت صالح(ع) به دست قوم ثمود، این روایت را به بحث درباره ظلم و پیامدهای آن پیوند داد.

این نویسنده در ادامه، با اشاره به سه روایت از قصه‌های پیامبران که در جلسات پیشین مرور شده بود، گفت: ما تا اینجا سه قصه اصلی را مرور کردیم؛ یکی حضرت نوح بود، یکی قوم عاد و دیگری قوم ثمود. همه این‌ها به عذاب آن اقوام منجر شد. آن‌ها رفتند، اما درخت ظلم خشک نشد و تا امروز هم این درخت تناورتر شده است.

او با تأمل در مفهوم عذاب در قصه‌های پیامبران، اظهار کرد که پیامدهای رفتار انسان‌ها و جوامع را باید در نسبت با اعمال خود آن‌ها نیز بررسی کرد. به گفته میرفتاح، نباید همه پیامدهای رخدادها را صرفاً نتیجه اراده‌ای بیرونی دانست؛ بلکه اعمال و رفتار انسان‌ها نیز در شکل‌گیری سرنوشت آن‌ها نقش دارند.

میرفتاح در ادامه سخنان خود، با اشاره به حدیثی منسوب به پیامبر اسلام(ص) با عبارت «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم» بر اهمیت عدالت در پایداری حکومت‌ها و جوامع تأکید کرد.

او ظلم را نوعی بی‌حرمتی و تعدی به دیگری دانست و گفت: ظلم یعنی نسبت به دیگری بی‌حرمتی کردن. کسی که وارد چنین رابطه ظالمانه‌ای می‌شود، در واقع زمینه نابودی خود را فراهم می‌کند. هر قومی که ظلم کند، ظلمش پایدار نمی‌ماند؛ یا به‌صورت آشکار از میان می‌رود یا به‌تدریج و در گذر زمان، پیامدهای آن آشکار می‌شود. «از مکافات عمل غافل مشو/ گندم از گندم برویدجو ز جو»

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha